قاضى ابرقوه

597

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

قريش كه حمله آوردند اين دو بيت بگفت : عجبت لهبّار و أوباش قومه * يريدون إخفارى ببنت محمّد و لست أبالى ما حييت عديدهم * و ما استجمعت قبضا يدى بالمهنّد و چون أبو سفيان اين مصالحه با كنانه بنمود و قريش باز پس گرديدند ، هند دختر عتبة بن ربيعه ، كه پدرش و برادر وى هر دو در بدر كشته بودند ، سرزنش قريش كرد و گفت : روز بدر جنگ بايستى كردن با محمّد و أصحاب وى نه امروز با زنى . عجبست كه شما را شرم نمىباشد كه همه بر و ريش [ 1 ] برگرفتيد و از بهر زنى از مكّه بدرآمديد ، و آن وقت در ذمّ و تعيير ايشان اين مصراع بگفت : بيت أ في السّلم أعيارٌ جفاء و غلظة * و فى الحرب أشباه [ 2 ] النّساء [ العوارك ] و معنى اين بيت آنست كه : شما در صلح همچون عيّارانيد از جفا و درشتى كه با مردم مىكنيد ، و در جنگ [ 3 ] همچون زنان حائض‌ايد كه دست به خون هيچ كس نيالائيد . و اين غايت مذمّت بود كه هند بگفت در حقّ ايشان . پس چون زيد بن حارثه زينب را به مدينه آورد و آن حكايت باز كرد * پيش سيّد ، عليه السّلام ، كه رفته بود ، بعد از ان لشكرى ترتيب كرد و به مكّه فرستاد و ايشان را وصيّت كرد كه : اگر هبّار بن الأسود را دريابيد ، او را به آتش بسوزانيد ، و چون پاره‌اى راه رفته بودند [ 4 ] ، مرد از دنبالهء ايشان بفرستاد

--> [ ( 1 - ) ] روا و ط و پا : سر و ريش . [ ( 2 - ) ] در اصل : امثال . [ ( 3 - ) ] در اصل : در زن . [ ( 4 - ) ] در اصل : بود ، و بر طبق روا ضبط شد .